۱۴۰۰ آذر ۲۳, سه‌شنبه

کنون دشمنا غرش ما ببین/ که لرزد از آن روم و توران و چین

 دو صد نامه و حکمت و شعر و پند / نیارَد سر ِ هوشیاران به بند

تو یک تن ز تن های این خیزشی / که هر یک تواند کند غرّشی

نه مال من و تو است این؛ خیزش است / کزان سهم ِ هر کس، یکی غرش است

کنون دشمنا غرش ما ببین / که لرزد از آن روم و توران و چین

چه فریادها رفته بر دارها / چه در خون نداها، چه کشتارها

بسی شیرها کشته از تیرها / تجاوز بسی لای زنجیرها

چه بیوه زنان کز تباهی به بیم / چه مردان که بی زن، چه طفلان، یتیم

مرا و تو را خون، نه رنگین تر است / که بر دوش ِ ما د ِین، سنگین تر است

اگر سنگ بارند از آسمان / اگر تیر بارند از لامکان

اگر خانه زندان شود بَهر ِ ما / اگر همچو زندان شود شهر ِ ما

پُر از گُل، خیابان ِ زندان کنیم / جهان، جمله اخبار ِ ایران کنیم

ز بُن بَر کَنیم آن علف های هرز / که روییده از خاک ما تا به مرز

از این پس در این خانه، آبادی است / چو ما را ره و رهبر آزادی است

...

بخشی از سرودی قدیمی از سال 2009 میلادی



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

کوروش و تومریس (شعر)

آنگاه که نامی نه ز روم و نه ز چین بود آنگاه که بی شاه، بسی جای زمین بود در شوش، شهی شش جهت اش زیر نگین بود از فَرَّه ِ او خاک چو فردوس ِ ...