* این سرود، پاسخی به فیلم تومیریس/تومریس، و آمیزه ای از روایت های گوناگون درباره ی کوروش بزرگ و تومریس همراه با بهره گیری از خیال شاعرانه است.
۱۴۰۰ دی ۹, پنجشنبه
کوروش و تومریس (شعر)
۱۴۰۰ آذر ۳۰, سهشنبه
مِهر ِ مُدام ِ یلدا
مِهری که به یلدا بدمَد مِهر ِ مُدام است
خورشید ِ خراسان و هلال مَه ِ شام است
ارباب ِ خدایان ِ ازل، مرشد اول
استاد ِ کیومرس نخستین به کلام است
هم بانگِ سروشی است که آمد به سیامک
هم جوش و خروشی که ازآن دیو، غلام است
هم روشنی ِ آتش ِ رَخشنده به هوشنگ
هم تخمهٔ تهمورس ِ پُرزور ِ بِه نام است
هم نغمهٔ جادو که دَدان را بکند رام
هم چاره که اهریمن ازو پای به دام است
هم دانش ِ دیوان و هم آداب ِ دبیران
هم در کفِ جمشید، فروزندهٔ جام است
هم نور امیدی که ازآن کاوه خروشید
هم مام ِ فریدون که جلودار ِ قیام است
هم مِهر ِ دل ِ ایرج و هم خشم ِ منوچهر
هم قدرت بهرام نهان در تن ِ سام است
هم نور حقیقت چو سپیدی به سر ِ زال
هم الفتِ سیمرغ که اَش دایه و مام است
هم حکمتِ دَستان که ز بیگانه نهان است
هم زَهره ی رستم که به هر عرصه به کام است
هم خواهش تهمینه و هم شورش سهراب
هم غلغلهٔ خون سیاوش که مُدام است
هم آه ِ فرنگیس ز خونخواری ابلیس
هم فَرَّه ِ کیخسرو که چون ماهِ تمام است
هم اختر ِ آیین مغان در دل تاریخ
هم اخگر ِ زرتشت که چون قبلهٔ عام است
او نیست مگر مِهر ِ ازل، سَروَر ِ کیهان
کو کرده کلاهش کج و تیغش به نیام است
او ساقی ِ جاوید و به کف جام ِ جهان بین
هر مِی که ز جامش نبوَد جمله حرام است
آرش فرهادی
@SimorghWay
۱۴۰۰ آذر ۲۳, سهشنبه
کنون دشمنا غرش ما ببین/ که لرزد از آن روم و توران و چین
دو صد نامه و حکمت و شعر و پند / نیارَد سر ِ هوشیاران به بند
۱۴۰۰ خرداد ۸, شنبه
انسان خدایی در جهان
آن نور و نیروی جهان، آن ناشناس کهکشان
آنی که ناید در بیان، نامش خدا شد در زبان
نه دست بودش نه دهان، نه چشم و پا و استخوان
در جان هستی شد روان، گاهی نهان گاهی عیان
گه شد روان در چیزها، گه در گیاه و جانور
می جُست شکلی بهر خود، تا ساخت آخر در بشر
وصفش چرا انسان کند گویی بُوَد رازی مگو؟
آری بُوَد پنهان ولی هر دَم رخی بینیم ازو
گاهی بشر تشبیه او با نور آتش می کند
اندر مثل گاهی نبی با برق و بادش می کند
او را تنی نبوَد ولی گویی طبیعت جسم او
روحش به گیتی می دمد همچون انرژی سو به سو
خواهی اگر بینی خدا بنگر به اشیاء جهان
تا روی او بینی عیان روی خدا نبوَد نهان
با پرتوِ نور خدا اشیاء گردد دیدنی
در گرمی تن های ما باشد خدا حس کردنی
چون منتشر شد نور حق در عالم ِ انسانیت
انسان خدایی در جهان در رتبه ی خلاقیت
کوروش و تومریس (شعر)
آنگاه که نامی نه ز روم و نه ز چین بود آنگاه که بی شاه، بسی جای زمین بود در شوش، شهی شش جهت اش زیر نگین بود از فَرَّه ِ او خاک چو فردوس ِ ...
-
خوانش سرود از زبان آرش فرهادی: https://www.youtube.com/watch?v=AVyxIT3S1RE&t=502s تو ای سیمرغ، ای شاهنشهِ مرغان چو مهر و ماهِ مهراف...
-
سی سَد (سروده ای در پاسخ به فیلم دروغین سیصد) * گفته هایی که در این سُروده از زبان کَسانِ تاریخی/شاهنامه ای آورده شده سخنانی است که ایش...
-
- نخواهمت ساخت اي وطن / چرا كه هربار ساختم زچنگِ بيدادِ خائنان / تو را به دشمن باختم چرا بسازم چو خائني / ز دست من آردَت برون تو را و مر...
